تبليغاتX
گروه تئاتر غوغا(ياسوج)

وقتی سر و کله ی شعبون جعفری یا اصطلاح آمیانه شعبون بی مخ پیدا و یا آشکارمی شود که عکسی یا خبری و در نهایت عملی ما را به گذشته پیوند دهد. و صحبت از  دخالت عوامل بیگانه و خیانت حزب توده که می توانستند مانع قتل فاطمی ها و در نهایت کودتای 28 مرداد 32 که برگی زرین بر تاریخ هزاران ساله ی استبداد در ایران نام گرفت باشند .هر چند که این خیانت به طور دقیق آشکار و معلوم نشد و جای بحث در کتابهای چاپ شده به قلم تاریخ نویسان همین مرز و بوم دارد ولی از خیانت می شود به دلایل خیانت رسید که هر چه بود و یا هر کس یا فکری پشت این کودتا بود می خواست همیشه ی خدا یکی بر بلندای قدرت بنشیند ولی در تفسیرها  سر ونخ این عروسک پارچه ای را در وجود عوامل بیرونی و دست نشانده ی داخلی و غربی جستجو می کردند.بعد زمان می گذرد و ما  امثال شعبون بی مخ ها و شخص اول را در جریان کودتا همان یک عروسک با کارکردهای متفاوت در زمان و مکان متفاوت دیدیم . ولی در این سالها که نه کودتایی شکل گرفت و همه جا صحبت از عدالت با سهام دنیوی و اُخرویست اگر ناخواسته یاد شعبون بی مخ افتادیم و چاقویی که همزمان در خانه ی هنرمندان چشم یکی را و در پشت سالن کنفرانس و این بار چاقو رگ و پی را طی می کند و طرف جومونگ از آب در می آید و از روی ساختمان اداره ی کل ارشاد و فرهنگ اسلامی استان کهگیلویه و بویر احمد با شرط چاقو یا درازترش کنیم با قمه از ارتفاع موازی با صندلی ریاست محترم اداره و شخص جنابعالی که پنج شش متری می شود می پرد تا ناخواسته این پرش ما را به عقب تر و مرگ فاطمی ها پیوند بزند . وقتی آقای چاقو خان تا پشت در شما و ریاست محترم می آید و هنرمند این وسط با سیبل و تخته ی دارت اشتباه گرفته می شود باید از خودمان بپرسیم :

1 – چاقو از کجا آمده ؟

2 – آیا جناب عالی فکر کرده ای که یک متر آنطرف تر اگر چاقو از در اطاق شما رد می شد و یا سه متر عقب تر در اطاق رئیس را می زد و وارد می شد ... ؟

ولی این چاقو رد شد و برید و به تاریخ پیوست و این راهرو همیشه در ذهن شما دوست عزیز و ما که زیر مجموعه ی شما ها  به عنوان مسئولین همیشه زحمت کش و دلسوز ما و هنر و هنرمند بودید یادآور جشن چاقو و عبور شبح شعبون بی مخ از میان کف و سوت و افتتاحیه تا الی ماشاءالله به : خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما ...

ما به اختتامیه ی سرخ قسمتان می دهیم که وانمود نکنید همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد و اتفاقی نیفتاد .

وقتی اینجانب بارها به صورت کتبی و قانونی و یا حضوری در دفتر شخصی شما عنوان می کنم که بوی تازه ای از تکرار تاریخ به دماغ صفا می دهد و تو را به شکسپیر قسم و به هر که می پرستی از آدم تا خاتم سوگند که بوی غول تمام ساختمان اداری را فرا گرفته و این بار پزشک احمدی با کت و شلوار از وسط جمعیت برای همه آرزوی عمری طولانی را می کند و جای تامل دارد ، همان وقت گرگ و میشی اتفاق می افتد که همه را به بازی فرا می خواند و گفته های این جانب الان مثل روز خودش را آشکار می کند و این یک پیش بینی از طرف این جانب نبود و من آن چیزی را دیدم و فریاد زدم که شما ها طی این چند سال دیدید و ... .

در بازبینی نگاه پزشک احمدی وار با زوزه ی شومی که هر کاری سرپاست به آن تزریق اصلاحیه مثلا 107 اصلاحیه برای یک کار و یا اینکه امسال کاری را که می توانست  باعث فرهنگ سازی بر علیه سرمایه داری بخصوص آمریکای خونخوار باشد و از لحاظ ارزش کاری و هنری جزء کارهای خوب و بیاد ماندنی بود...

  ولی باز قربانی(آواز دو نفره پت و مت) چون قرار نبود بمیرد تزریق به حذف صورت می گیرد و جشنواره ی شهرستانی به شرط حذف بهترین کار سال برگزار شد. ولی باز ما همه را بر خودمان مقدم دانسته و خود جناب عالی در جریان امور هستی که نامه و پیگیری اینجانب با قیمت حذف کار آواز دو نفره پت و مت سهممان را در جهت برقراری نظم و بالا آمدن تا مرز 12 کار به شما و دوستان هنرمند سایر گروه ها ادا کردیم . اما انگار قرار است که باز پس از سالها ، کار تزریقی را تبلیغ و برای پزشک احمدی دست دوستی تکان دهیم چون می ترسیم نوک چاقو از خانه ی هنرمندان دربست به خانه ی هنرمند پست شود و از توی بالشمان پشت نگاه پزشک احمدی این بار شبح سرگردان شعبون جعفری عزیز و بزرگوار با اعمال به شرط چاقو بار دیگر تاریخ را تکرار کند .

اما اول خسته نباشید و احساس همدردی به خاطر مشکلات زیادی که با آن روبه رویید و اینکه ما نمی توانیم منکر تلاش شبانه روزی جناب عالی باشیم و بی انصافی است اگر بگوییم شما می توانستید و نکردید. حرف ما این است : قضایا را به صورت شفاف عنوان و نگذارید حق هنرمندی به خاطر بعضی مسائل ضایع و بعدها که این صندلی را ترک کردید همه با نام نیکو از شما به عنوان مدافع هنر و هنرمند یاد کنند و بعدها تاریخ ما را رودرروی هم قرار ندهد .

با امید پیگیری و شفاف سازی و عدالت در روزهای کاری آینده و اینکه از این اتفاقات دیگر نیفتد . دست دوستی ما همیشه به روی همه ...

 

گروه هنری کار

 حمزه نام آور 28/8/1389

نوشته شده در شنبه 29 آبان1389ساعت 0:6 توسط سيد حميد جوكار | |
مدتي است در سايت ها خبري درج شد تحت عنوان خون و خونريزي در اختتاميه تئاتر استاني كهگيلويه و بويراحمد .و خبر داد از ضربه خوردن جمع هنرمندان اين استان و مجروح شدن تعدادزيادي از هنرمندان تئاتر اين استان و در ان بين اين فرزاد عدالت بود كه در كما بستري شد . حالا گروه تئات غوغا اعلام مي دارد كه حال فرزاد عدالت خوب است و امروز از بيمارستان مرخص مي شود اما تئاتري كه در كشور مقام و جايگاه والايي داشت حال در تحريم ميباشد و اين هنرمندان ياسوجي هستند كه مي سوزند ...
نوشته شده در یکشنبه 23 آبان1389ساعت 10:37 توسط سيد حميد جوكار | |
 جناب قطب الدين صادقي (مثلا استاد فرهيخته ) هنرمندان تئاتر كهگيلويه و بويراحمد سرشار از لطافت و آگاهي هستند كساني را كه مي خواهند تئاتر را محو كنند بايد دستگير شوند شما هم  مستقيما به همه تئاتري هاي استان كهگيلويه و بويراحمد و مردم يك قوم (لر) توهين كرديد . شمايي كه در درگيري حضور نداشتيد نبايد حرفي بزنيد لطفا... هيچ وقت شما را نمي بخشيم . ضمنا نامه سرگشاده هنرمندان كهگيلويه و بويراحمد در دست آماده سازي است تا به شما بفهمانيم كه حق نداريد به تئاتري هاي اين استان توهين نماييد .
نوشته شده در شنبه 22 آبان1389ساعت 16:21 توسط سيد حميد جوكار | |
هنرمندان كهگيلويه رفتار ضد فرهنگي جشنواره تئاتر را محكوم كردند
 
 

   
.

هنرمندان استان كهگيلويه و بويراحمد با صدور بيانيه اي، رفتار ضد انساني و فرهنگي در مراسم اختتامييه جشنواره تئاتر استاني را محكوم كردند.
 هنرمندان شهرستانهاي دنا، بهمئي، گچساران، كهگيلويه و ياسوج از توابع استان كهگيلويه وبويراحمد در بيانيه اي كه يك نسخه از آن در اختيار خبرگزاری ها قرار گرفت، رفتار ضد انساني عده ای از اشرار را در مراسم اختتاميه بيست و دومين جشنواره تئاتر استان كهگيلويه و بويراحمد را به شدت محكوم كردند.
در ابتداي اين بيانيه آمده: بدينوسيله تمامي هنرمندان صحنه عشق و عبادت، راز و نياز و نيايش ضمن تقدير و تشكر از مديريت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي استان و ساير همكاران گرانقدرشان در برگزاري بسيار خوب جشنواره تئاتر، رفتار ضد فرهنگي در مراسم فوق را محكوم كرده و اعلام مي داريم كه عوامل درگيري هيچ گونه ارتباطي با هيچ يك از گروه هاي نمايشي نداشته و اين رفتار ضد فرهنگي و انساني از بيرون شكل گرفته است.
اين بيانيه مي افزايد: به همين منظور از دستگاه هاي فرهنگي و امنيتي استان تقاضا دارد موضوع را پيگيري، عامل و عاملين قضيه را شناسايي و اين بدنامي را از پيشاني هنرمندان استان پاك نمايند.

نوشته شده در شنبه 22 آبان1389ساعت 16:13 توسط سيد حميد جوكار | |
اجراي نمايش خياباني توسط گروه تئاتر غوغا در ياسوج

زمان : پنج شنبه ۲۵ شهريور ۸۹    و جمعه ۲۶ شهريور ۸۹

مكان : آبشار ياسوج ساعت ۱۶  و پارك ساحلي ساعت ۱۸

بازيگران : سيد حميد جوكار - علي عبدياني - شهلا صالحي

كارگردان : علي عبدياني

كاري از واحد نمايش حوزه هنري

نوشته شده در پنجشنبه 25 شهریور1389ساعت 0:18 توسط سيد حميد جوكار | |