ه نظر می رسد نگارش نقد نمایش " كاكتوس" با نام " رئالیسمی نه چندان جادویی" كه درپایگاه اطلاع رسانی تخصصی "ایران تئاتر" منتشر شده ، با واكنش تدافعی كارگردان جوان آن نمایش جناب آقای " مسعود طیبی " روبرو شده است تا آن جا كه با ارسال نامه ای به آن پایگاه اطلاع رسانی ، مدعی شده كه نمایش های اكبر رادی ، نمایش نامه نویس نامدار فقید كشورمان به شیوه رئالیسم جادویی نوشته شده است .
به همین سبب از آ ن جا كه متن توضیح آن كارگردان با تعاریف بین المللی سبك ها و مكتب های هنری مغایر است و احتمال سردرگمی و اشتباه را در مخاطب دانش پژوه این سایت تخصصی به وجود می آورد؛ بر خود لازم می دانم تا به ارائه تعریف صحیح این سبك هنری بپردازم :
مدخل رئالیسم جادویی (magical realism) در دایره المعارف بریتانیكا كه یكی از معتبرترین منابع دانشنامه ای جهان به شمار می رود در شرح این اصطلاح آورده است :
یك پدیده ادبی آمریكای لاتینی كه در حقیقت با پیوند بین نشانه های خیالی (fantastic) یا افسانه ای (mythical) با قصه رئالیستی شناخته می شود .
این اصطلاح نخستین بار در ادبیات در دهه 1940 توسط رمان نویس كوبایی "الجو كارپنتر" (Alejo Carpentier) به كار رفته است كه به عنوان استعدادی در زمینه داستانگویی معاصر سرزمینش به خوبی یك رمان نویس معاصر به توضیح جهان خاكی با معانی افسانه ای شناخته می شود .
نویسندگان برجسته این شیوه شامل گابریل گارسیا ماركز ، جورج آماندو ، خورخه لوئیس بورخس ، میگوئل انجل آستوریاس ، جولیو كورتازار و ایزابل آلنده هستند.
این اصطلاح در مورد توصیف ادبیات و هنر خارج از آمریكای لاتین نیز به همان خوبی به كار می رود .
هم چنین در كتاب Glossary of Literary Terms A نوشته Abrams, M.H. در صفحات 195 تا 261 درباره رئالیسم جادویی شرح كاملی ارائه شده است .
استفاده از این منبع می آموزد كه :
نویسندگان رئالیسم جادویی شیوه های گوناگون یا جلوه های ویژه ای برای ایجاد فضای ویژه آثارشان و ایجاد وحدت و باور پذیری آن به كار می برند.
اگرچه بسیاری از این تمهیدات در آثار نویسندگانی با سابقه های متفاوت به شكلی یكسان جلوه می كند ، این ممكن است كه آنها را به عنوان شرایطی كه یك اثر را به رئالیسم جادویی مرتبط می كند ، باز شناخت . هرچند كه ممكن است برخی از این تمهیدات در آثار نویسندگانی كه ربطی به رئالیسم جادویی ندارند نیز به كار رفته و مولفان جوان و كم تجربه را به اشتباه بیندازد.
1-در رئالیسم جادویی ، كاربرد افسانه ها ، اسطوره ها ، داستان های سحر آمیز ، رسم های فولكلوریك ، جادو ، ایهام ، طالع بینی و اساطیر به شدت دیده می شود .
2- نشانه های تجربه های انسانی در این شیوه به شكل معمول بیانگر رویا ، تصور ، ادراك
، احساسات ، ناخود آگاه و غیر مادیات است .
3-نشانه های خیالی ( fantastic ) كه ممكن است ، به طور حسی "منطقی " شمرده شوند اما به ندرت توضیحی می توان برایشان یافت همانند پرواز ملحفه ها از رختشویخانه در رمان معروف صدسال تنهایی .
4-شخصیت ها به جای منطق و یا نشانه های منطقی ، كاملا پذیرای عنصر جادویی هستند.
5-معكوس كردن و جابجا كردن دال و مدلول و درهم ریختگی زمان، آن چنان كه یك شخصیت ممكن است پیش از وقوع تراژدی رنج بكشد.
6-پیوند زدن با افسانه یا فولكلور
7-ارایه رخدادهایی از چشم اندازهای متعدد ، همچون باورها و ناباوری ها به شكل همزمان
8-ایجاد تردید در مخاطب كه نمی داند باید شرح جادویی یا واقعی ، داستان را بپذیرد.
9-و در پایان شاید اصلی ترین ویژگی این سبك ، یعنی در هم تنیده شدن عناصر غیر قابل تصور و تخیلی در بافتی رئالیستی و معقول است به طوری كه ظاهر امر واقعی و ممكن جلوه كند. نوعی واقعیت ملموس و منطقی و عینی در واقعیت جادویی ، واقعیتی مبتنی بررویا و وهم.

براساس این تعاریف بین المللی " رئالیسم جادویی" سبكی پیچیده است كه با وهم و جادو سرو كار دارد . وهم و جادو آن گونه كه گاهی در آن حتی ته رنگی از اكسپرسیونیسم و سوررئالیسم نیز دیده می شود . نمونه این ویژگی را می توان در آثار نویسنده ای چون نغمه ثمینی و به خصوص درنمایش " خواب در فنجان خالی " وی یافت . در آن جا پیرزنی ، با گذشت ایام ، رو به جوان شدن می گذاشت. زمان او به گذشته باز می گشت اما زمان مابقی اهالی خانه به جلومی رفت ( یعنی همان عنصردر هم ریختگی زمان و جادو). در آن نمایش ، شخصیت‌ها ، جملگی ، خویش را از یاد برده‌ بودند گویی همچون آئین بودایی، این روح گذشتگان بود كه در غالب‌های جدید، پا بر عرصه زمین گذاشته‌ بود ( یعنی عنصر رویا و غیر مادیات ) و سوم جابه جایی شخصیت ها به گونه ای كه مهتاب به جای ماهرخ ، فرامرز به جای فرامرز خان و فرناز به جای ماه لیلی قرار می گرفتند و این یعنی همان معكوس كردن و جابجا كردن دال و مدلول و درهم ریختگی زمان، آن چنان كه یك شخصیت ممكن است پیش از وقوع تراژدی رنج بكشد . چنان كه می دیدیم آغا عمه یا همان لیلی در ابتدای داستان در حال زجر كشیدن بود حال آن كه هنوز اتفاق برایش نیفتاده بود و این ها گزیده ای از نشانه های رئالیسم جادویی ای بود كه در ساختار پیچیده نمایش " خواب در فنجان خالی " به كارگردانی " كیومرث مرادی " اتفاق می افتاد . حال آن كه شواهد و نشانه های نمایش " كاكتوس" اثر استاد اكبر رادی به كارگردانی " مسعود طیبی " نه تنها هیچ یك از این نشانه ها را با خود همراه ندارد بلكه ویژگی های مشخص وبرجسته ای دارد كه اثر را به سوی" رئالیسم" و نه "رئالیسم جادویی " هدایت می كند .
در كتاب " دائره المعارف هنر" نوشته " روئین پاكباز" صفحه 277 درباره ویژگی رئالیسم نوشته است :
رئالیسم را در آثاری می توان بازشناخت كه هنرمند از سطح ظواهر عینی فراتر رفته ، حقایقی را از روابط گوناگون و پویای انسان ها با یكدیگر و محیطشان را بیان می كند ؛ و به طور كلی با مسئله " انسان چیست و چه می تواند بشود " درگیر می شود . واقع گرایی یا همان رئالیسم بر تفسیر همه جانبه زندگی اجتماعی و تجسم دقیق سیمای زمانه تاكید می كند.
و این همان ویژگی هایی است كه در نمایش " كاكتوس " رخ داده است . به این معنی كه در این نمایش ، ما شاهد مشكلات و معضلات یك زندگی خانوادگی ای هستیم كه به دلیل همان تجسم دقیق سیمای زمانه بدون ارایه فضای فانتزی و خیالی در ساختار اثر نمایشی، از درون پاشیده است . زن و شوهری كه با هم سازش ندارند و مردی كه از ولخرجی های بیش از اندازه و كج خلقی های همسرش به ستوه آمده و به دفتر دوست نویسنده اش رفته و مشكلات زندگیش را برای او تعریف می كند و ما در حین تعریف ، آمد و شدهای تصویری از اتفاقات بیان شده را می بینیم كه یكی از تدبیرهای بسیار ساده است برای فراراز یكنواخت شدن و حرف زدن های تمام نشدنی دو شخصیت نمایش كه ارتباطی با رئالیسم جادویی ندارد . در این جا تاكید نویسنده برهمان مسئله " انسان چیست و چه می تواند بشود " است ؟ سوالی كه در تمام طول نمایش با آ ن مواجهیم . ازدوست نویسنده گرفته كه تنها زندگی را درون سطرهای اثرش می شناسد و مباحثه وحتی شعارهای اجتماعی را مختص دانشجویان بی تجربه و جوانان خامی می داند كه مانند او در شهرت و پول غرق نشده و دلشان برای مردم و كشور و آزادی و ...می تپد تا جراحی كه یكنواختی زندگی او را به ستوه و دلش برای جامعه و شعارهای گذشته اش تنگ شده و یا زنی كه تمامی وجوه انسانی خود را از یاد برده و هم چون یك عروسك ، زندگی را تنها در آرایشگاه و مزون و ... می بیند. مرحوم "رادی" در این جا این سوال را با صدای بلند ، مشخص و مستقیم فریاد می زند تا همه بفهمند كه " انسان چیست و چه می تواند بشود "؟
و حال در چنین شرایطی چگونه می توان فكر كرد كه نمایش كاكتوس یك نمایش رویایی و فانتزی است و استفاده از نور آبی و نوشیدن نوشابه و زنگ تلفن و ... نمادهای عینی است از یك دنیای جادویی و افسانه ای ؟ !
دنیایی كه در آن، هیچ چیزش واقعیت ندارد و همه چیز تنها یك خیال است ؟ دنیایی كه در آن شخصیت ها به جای منطق و یا نشانه های منطقی ، به تمامی پذیرای عنصر جادو هستند و نگاه عمیق اجتماعی و حقایقی از روابط گوناگون و پویای انسان ها با یكدیگر و محیطشان ، تنها در فضایی خیالی و جادویی روایت می شود ؟ دنیایی كه هنرمند در آن از سطح ظواهر عینی فراتر نرفته و به جای جراحی غده های چركی جامعه ( همان گونه كه خود مرحوم رادی می گفت) به دنیایی سراسر خیالی و سحرآمیز ومبتنی بر وهم و رویا پرداخته است ؟ !!!

صبا رادمان